آخ اگه بارون بزنه....

چند روز پیش) چه حس خوبی به آدم دست می‌ده وقتی باعث می‌شه يه نفر با صورت بره توی شيشه! راستی امروز تولد خواهر کوچولوی علی مخزن بود!
چند روز بعدش) امروز از جلوی مدرسه‌ی ابتدايی رد ميشدم. ديدم همون آقايی که چهارده سال پيش ما رو از خيابون رد ميکرد داره بچه‌‌های ريز ميزه رو رد ميکنه! چقدر هم خوب مونده بود!!
بعدش ديدم دو تا از بچه‌ها دارن راه ميرن. يکيشون يه شعر با مزه رو با خودش ميخوند. اون يکی بهش گفت:« مامان من يه انگشتر خريده نميدونم انگشتره يا النگو »‌ !!!

چند روز بعد ترش)‌ امروز چقدر زير بارون راه رفتم. جاتون خالی! راستی چرا قم زياد برف نمياد؟‌ من برف رو از بارون دوست‌تر دارم.

/ 2 نظر / 17 بازدید
بانوی مهتابی

سلام خوبی؟جالب بود.....مرسی که بمن سر زدين....موفق باشی .....يا حق

دوست اما از نوع دیگر

سلام. امیدوارم که حالتون بهتر شده باشه. راستی امتحانات چطوره؟ منکه نمیدونم چه حسی داره اگه آدم باعث بشه یه نفر با صورت بره تو شیشه اما میدونم که حس اون آدم توی شیشه اصلن حس خوبی نیست. در ضمن من بارون رو دوست تر دارم.