اينا حرف يه روز و دو روز نيست....

هميشه از روزمرگی گله ميکنم! اما گاهی به جايی ميرسم که حسرت همون روزمرگی رو می‌خورم. قدر نعمت بدون. جون اونی که براش آف ميذاری!!
چقدر از اينکه مجبورم غرور هميشگی خودم رو به لجبازی و ضدحال زدنهای مسخره تبديل کنم ناراحتم. گاهی میگم کاشکی خر بودم حداقل شکستن غرورم آسون بود. و البته چقدر از اينکه بگردم کلمات قلمبه سلمبه پيدا کنم بدم مياد!

نميدونم چرا اينقدر سختمه محرم رو تسليت بگم. از بس دور و برمون فضايی ايجاد شده که اين چيزا رو فقط برای بچه حزب‌الله‌ي‌ها ميدونيم. اين هم بخشی از همون غرور شکستن که گفتم....
خلاصه ايشالا توی این ماه يه چيزی بهمون اضافه بشه.

و گهگاهی دو خط شعری...

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پانیذ

فکر کنم comment خرابه...مرسی که بهم سر زدی...اين روزا ديگه کمتر حزب اللهی توی دسته ها مياد...اگه خوب دقت کنی می تونی عشق حسينيو تو چشم تک تک جوونای به قول خودمون سوسول ببينی...حتی دخترهايی که ۱۷۵ قلم آرايش کردن اون برق اشک از زير ريملاشون معلومه...راستی چرا بايد از بزرگ شدن بترسم؟...!

sonia

آخ آخ آخ ..ابی جون ..اجازه هست ..ما هم يه چيزی بگيم...آقا اجازه حق با شماست ..ولی آخه ايجوری؟

farnosh

سلام ابی جان خوبی ببخشيد يه مدت نبودم دلم واسه اينجا تنگ شده بود

دختربابایی

سلاممممممممممم :) لجبازی ولی گاهی پدر خود آدمو در مياره هااا!

farhad

آدم هر چی هم بد باشه ولی هيچوقت ذات پاک خودش رو نمی تونه فراموش کنه . از همه مهمتر مگه آدم بدا دل ندارن ؟؟؟؟؟ هر روز اپ ميشم . بم سر بزن مرسی عزيز

سعيد

خيلي جالبه دوست دارم جديد بشه

هما

اين پنجره چی بود که وا شد ؟ طوری نيست می گن پنجره نطلبيده مراده !! سلام به همه .

علی شير عرب پور

سکوت بلندترين فريادهاست .کاش سری به ما می زدی واز نقطه نظرات شما استفاده می کردم