سياوش قميشی ( غروب )

چشمهاي منتظر به پيچ جاده

دلهره هاي دل پاك و ساده

پنجره باز و غروب پاييز

نم نم بارون تو خيابون خيس

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده

برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده

چشمهاي منتظر به پيچ جاده

دلهره هاي دل پاك و ساده

پنجره باز و غروب پاييز

نم نم بارون تو خيابون خيس

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده

برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده

تو ذهن كوچه هاي آشنايي

پر شده از پاييز تن طلايي

تو نيستي و وجودم و گرفته

شاخه خشك پيچك تنهايي

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده

برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده...

/ 3 نظر / 7 بازدید
شادي

با عشق خود تنها شوم تنها بسوزم...موفق باشيد

.::پیر هرات::.

سلام. دوست عزیز ادامه بده! از وبلاگ پیر هرات : سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت، مادر داماد: کبریت دارین؟ خانواده عروس: کبریت؟ کبریت برای چی؟ مادر داماد: والا پسرم می خواد سیگار بکشه. خانواده عروس: پس داماد سیگاریه؟! مادر داماد: سیگاری که نه. ولی مشروب خورده و بعد از مشروب سیگارکی می چسبه.. خانواده عروس: پس الکلی هم هست؟! مادر داماد: الکلی که نه هر وقت تو قمار می بازه مشروب می خوره که یادش بره. خانواده عروس: پس قمار باز هم که هست؟!! مادر داماد: اوه نه نه دوستانش تو زندان بهش یاد دادند. خانواده عروس: پس زندان هم بوده؟!! مادر داماد: زندان که چه عرض کنم، نمی خواست بره رفته بود خرید و فروش مواد گرفتنش بردنش زندان. خانواده عروس: پس قاچاقچی و معتاد هم هست؟!!! مادر داماد: ای بابا چقدر شما سخت می گیرید، گفتم که نمی خواست بره، زنش لوش داد و گرفتنش و بردنش خانواده عروس: وای..وای..وای.. همه چیز بهم خورد. عجب داماد عتیقه ای.... نتیجه اخلاقی : همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشید با تشکر! پیر هرات

masoud

خوب بود موفق باشی.